محمد پارسامحمد پارسا، تا این لحظه: 15 سال و 3 ماه و 9 روز سن داره

محمد پارسا مثل آرامش دریا واسه مامان و بابا

بدون عنوان

مامانی امروز تولدته  اما چون وسط هفتست احتمالا می خوایم تولدتو آخر هفته جشن بگیریم  خواستم برایت هدیه بگیرم گل گفت: که مرا بفرست که مظهر زیباییم برگ گفت: که مرا بفرست که مظهر ایستادگی ام بید گفت: که مرا بفرست که مظهر ادبم که همیشه سر به زیر دارم به فکر فرو رفتم و سرم را به زیر انداختم به ناگاه قلبم را دیدم که بهترین چیز در زندگیم هست به ناگه فریاد زدم که قلبم را می فرستم چون او خود زیباست، مظهرایستادگیست سربه زیرو با نجابتست تولدت مبارک قلب و دل و روح مامان ...
19 تير 1391

سال روز زمینی شدن فرشته کوچولوی مامان و بابا

برای تو می نویسم……. برای تویی که قلبت پـاک است… برای تویی که تنهایی هایم پر از یاد توست… برای تویی که آرزوهایت آرزویم است………. برای تو می نویسم….. زیبای زمینی من ! آسمانی میشوم وقتی نگاهت می کنم! روز تولدت مبارک(مامان)               ...
19 تير 1391

سال روز زمینی شدن فرشته کوچولوی مامان و بابا

چه لطیف است حس آغازی دوباره، و چه زیباست رسیدن دوباره به روز زیبای آغاز تنفس… و چه اندازه عجیب است ، روز ابتدای بودن! و چه اندازه شیرین است امروز… روز میلاد… روز تو! روزی که تو آغاز شدی! تولدت مبارک(بابا) ...
19 تير 1391

اشعار کودکانه و خاطرات محمد پارسا

  پسرم ،عسلی مامان ، الان 11 ماهته هر وقت این شعرو برات می خونیم انگشتای نازتو میزاری رو پای راستتو بالا پایین میبری اتل متل توتوله ٬گاو حسن چه جوره نه شیر داره نه پستون ، گاوشو بردن هندستون ، یک زن کردی بستون  ٬اسمش و بذار عمقزی دور کلاش قرمزی ، هاچین و واچین یه پاتو برچین این شعر لی لی حوضکو هم که می خونم انگشت اشارتو می چرخونی کف دستتو ادای مامانی رو در میاری لی لی حوضک گنجشکه رفت آب بخوره افتاد تو حوضک...این درش اورد(انگشت شصت)/  این خشکش کرد(انگشت حلقه)/  این غذاش داد  /این ابش داد / این پرش داد./  دست * لي لي حوضك / ني ني اومد آب بخوره افتاد تو حوضك...
5 تير 1391

گهواره

پسرم وقتی تو دو ،سه ماهگی کولیک داشت خیلی بیقراری می کرد ،خدا به مادربزرگش عمر طولانی بده که این گهواره رو واسه ما بست و ما با تکون دادنش بچه رو آروم می کردیم. یادش بخیر... ...
3 تير 1391